ورق پاره های من
چیزی که اینجا می خونید تنها کالکشنی از ورق پاره های من است .
خواستم دوباره بیستون کنده شود شاید تاریخ عوض شود اینبار شیرین سهم فرهاد شود بیستون که نه اما کوه کنده شد باز هم تاریخ تکرار شد شیرین کام خسرو شد اینقدر "نبودنت" طولانی شد که جای تو رو پر کرد واسم حالا دیگه تنها نیستم منم و "نبودنت " ! اسفند ۸۹ دیگر خوب می دانم سهم من از آینده تو خاطرات گذشته است ... ۵ خرداد ۹۰ " درد " را از هر طرف که بخوانی درد نیست !
از هر طرفی ٬ قصه پر غصه نورسیست ... تیر ۹۰ بی اختیار سکوت اختیار کردم نه از آن سکوت ها که نشان رضاست سکوتی گنگ ٬ ناشی از بهت و فقدان کلام سکوتی که شد سرآغاز فاصله ها برگشتم تا دوریمان را ببینم تو نبودی حتی بعد فاصله ها هم نبودی تنها محصول این سکوت طولانی فریادی بود توفانی که ویران کرد بی صدایت ٬ رفتنت ٬ نبودنت ٬ فراموشیت ویرانم کرد ... مهر ۸۹
| Design By : Night Skin |


